على رفيعى

191

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

ج - خالى كردن صحنه از وجود امام رضا عليه السلام . بدون شك هدف اساسى مأمون از طرح مسأله ولايتعهدى ، شخص امام رضا عليه السلام و خالى كردن صحنه سياسى كشور از وجود آن حضرت بود ؛ زيرا وجود آن گرامى را بزرگ‌ترين خطر براى حكومت خود مىديد . علاوه بر اين كه با اين كار ، فعّاليت‌هاى حضرت را زير نظر مىگرفت ، او را از زندگى اجتماعى و پايگاه‌هاى مردمى دور مىساخت و رابطه‌اش را با امّت مىگسست و بدين ترتيب - به گمان خود - از نفوذ كلمه و محبوبيّت اجتماعى امام عليه السلام مىكاست . اين انگيزه‌ها هم در سخنان مأمون به چشم مىخورد و هم در بيانات امام رضا عليه السلام . « 1 » د - بهره‌بردارى از نفوذ كلمهء امام عليه السلام . مأمون در عين آن كه سعى داشت از امام رضا عليه السلام به عنوان سپر براى جلوگيرى از خشم مردم نسبت به عباسيان بهره جويد ، مىكوشيد تا انرژى متراكم نيرومندترين جبههء مخالف را كه مظهرش على بن موسىالرضا عليه السلام بود در خدمت خود بگيرد . بسيار اتفاق مىافتاد كه مأمون براى فرونشاندن صداى ناراضيان به امام رضا عليه السلام متوسل مىشد . « 2 » ه - مشروعيّت بخشيدن به حكومت خويش . حكومت عباسيان چون حكومت امويان از نظر مسلمانان فاقد مشروعيّت بود . مأمون كوشيد وجههء منفى و منفور خلافت را تغيير دهد . مناسب‌ترين راه براى تحقق اين هدف ، جذب فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشواى شيعيان - كه مظهر حق و شريعت بشمار مىرفت - به دربار خود و واگذارى سِمَت ولايتعهدى به وى بود ، تا با اين كار ، مدعاى علويان - مبنى بر غاصبانه بودن حكومت خويش - را در عمل تخطئه نمايد . « 3 »

--> ( 1 ) - اما در سخنان مأمون : وى در پاسخ به عباسيان مىگويد : « سستى در كار على بن موسى الرضا روا نيست ولى ما نياز به آن داشتيم كه اندك اندك از اعتبار و شأن او بكاهيم و چنان تصويرى از او در اذهان ترسيم كنيم كه وى شايستگى خلافت را ندارد ؛ سپس چاره‌اى سازيم كه يكباره او را از ميان برداريم » ( عيون اخبارالرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 182 ) . و نيز مىگويد : « ما او را وليعهد خود ساختيم تا . . . علاقمندان و شيفتگانش دريابند كه او را در ادعايى كه مىكند ( زهد و پارسايى ) نصيبى نيست » ( عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 181 ) . امام رضا عليه السلام در گفتگويى كه با مأمون بر سر مسأله خلافت داشت فرمود : « من از انگيزه تو آگاهم . تو مىخواهى مردم بگويند : على بن موسى از دنيا روى نگردانده است ؛ بلكه اين دنيا است كه از وى روى گردانده است ؛ مگر نمىبينيد چگونه به طمع خلافت ، پيشنهاد ولايتعهدى را پذيرفت » ( عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 152 ) . ( 2 ) - براى نمونه رجوع كنيد به تاريخ طبرى ، ج 8 ص 565 و عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 174 . ( 3 ) - مأمون در سخنى به اين انگيزه اشاره كرده است : « ما او را وليعهد خود كرديم تا دعايش براى ما باشد و به حكومت و خلافت ما اعتراف كند و . . . بداند كه امر خلافت از آن ما است نه او » ( عيون اخبارالرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 181 ) .